
همایش بزرگداشت شاعر فرزانه داراب افسر در مسجد سلیمان برگزار شد وعده شعر خواندند وعده ای هم مقاله و عده ای هم دلسوزی های صادقانه والبته عده ا ی هم ادعای آدم های خیلی دردمند ایل را به نمایش گذاشته و عده ای هم به تبلیغ آثار تالیف شده ودر دست تالیف وحتی عده ای هم قصد ونیت های خود را برای چاپ آثار بی بدیل ؟؟!! در حوزه فرهنگ روبه فراموشی بختیاری (که در سه راهی شعار و عمل وسیاست جان می دهد ) پرداختند والبته عده ای هم از روحانیون محترم ناپرهیزی کرده وچیزهای بر خلاف عادات موعظه گر سرودند و عده ای اهل شعر هم در هنگام یام های بازرگانی تالیفات فلان نویسنده وشاعر سالن همایش را لحظاتی ترک کردند تا آنجایی که مجری توانمند و پر شور وبا احساس ؟؟؟؟!!!! بیتی از حافظ به کنایه خواندند که حسد چه می بری حافظ ....../ که شعر وسخن طبع خداداد است وعده ای هم مثل حقیر چنان تشویق می کردیم که کف دست هایمان به درد آمد وجای خالی ؟؟؟ !!! عده زیادی نخبگان وپای؟! تخت نشینان والبته آنانی که ادعا می کنند و...............
و بععضی گلوهایی بغض آلود در سالن که آبستن بغض وبارش گریه های بسیاری بود وهیچ گاه فرصت فریاد نبوده ، همچنان که داراب افسر ها اینگونه در میان ایل وتبار خود با استقبالی اندوه بار ودر خور تامل مواجه می شوند وسوالات بسیاری که از روز همایش تا حالا هی در ذهنم این بیت را مرور می کند
که حالا هم باید بگوییم :
گلیجون په چه ووید که دنیا چینو ووید

